دیکشنری فارسی

rilievo

معنی فارسی

برجسته برجستگي

معنی کامل و مثال‌ها

/rē lye´vōô/n., pl.

● (ایتالیایی‌- روی سنگ و دیوار و غیره) نقش برجسته (relief هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. sculpture consisting of shapes carved on a surface so as to stand out from the surrounding background

مترادف‌ها

noun
Projection, prominence, relief.

واژه‌های دیگر با معنی «برجسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن