دیکشنری فارسی

rimy

معنی فارسی

منجمد قافيه دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/rīm´ē/adj.

● پوشیده از شبنم یخزده، یخبستی، یخبست پوش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. covered with frost “a frosty glass” “hedgerows were rimed and stiff with frost"-Wm.Faulkner”

واژه‌های دیگر با معنی «منجمد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن