دیکشنری فارسی

rioting

UKraiətiŋ US'raıətıŋ

معنی فارسی

آشوب شورش بلوا غوغا شلوق دادوبيداد اجتماع

تعریف انگلیسی

noun
  1. a state of disorder involving group violence

واژه‌های دیگر با معنی «آشوب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن