rostrums معنی فارسی منبر فراز کرسي خطابه نوک منقار واژههای دیگر با معنی «منبر» rostra منبر، فراز، کرسي خطابه rostrum منبر، فراز، کرسي خطابه pulpitarian اهل منبر، (کسي) که وعظ را در نمازلازم ميداند ambo منبر (درکليساهاي قديم) pulpit سکوي وعظ، منبر، وعظ pulpiteer واعظ، منبري، وعظ کردن platform سکو، تلواره، سحن