roughening معنی فارسی زبر کردن بهم خوردن متلاطم شدن واژههای دیگر با معنی «زبر کردن» roughen زبر کردن، بهم خوردن، متلاطم شدن scabble ناصاف تراشيدن، داراي سطح زبر کردن bristling براي راست شدن و تقسيم کردن مو و ريش و، سبيل زبر و پرمو استفاده ميشود . bristle موي زبر، راست کردن (مو)، براق شدن