دیکشنری فارسی

roust

معنی فارسی

برانگيختن بهم زدن فرار دادن. تاراندن راندن

معنی کامل و مثال‌ها

/roust/vt.

(عامیانه)

(معمولا با: up) انگیزاندن، برانگیختن، تحریک کردن

(معمولا با: out) تاراندن، (بیرون) راندن

واژه‌های دیگر با معنی «برانگيختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن