row de dow معنی فارسی صداي بلند صداي گيج کننده غوغا خروش ولوله بلندفروکردن واژههای دیگر با معنی «صداي بلند» din صداي بلند، صداي گيج کننده، گيج کردن stridor صداي بلند، صداي گوشخراش، نايسوت kerplunk با صداي بلند، با صداي تلپ، دنگ whomp صداي ضربت بلند، با صداي بلند ضربت زدن.، شکست دادن stentorophonic داراي صداي بلند، داراي صداي رسا. whang با صداي بلند زدن، محکم زدن، صدا کردن (کوس) vociferate با صداي بلند ادا کردن، بلند صدا کردن، داد زدن countertenor خواننده اي که صداي بسيار بلند وغير عادي، دارد.، خواننده ي کنترتنور loudly بلند، با صداي بلند laughter خنده، صداي خنده بلند، قاه قاه خنده .