دیکشنری فارسی

sacrificially

UKsækrifiʃiɔːliː

معنی فارسی

قرباني ذبيحه ذبح قربان برخي فدا فديه کار شفاعت اميز فدا سازي

واژه‌های دیگر با معنی «قرباني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن