دیکشنری فارسی

sagittal

معنی فارسی

تيري سهمي

معنی کامل و مثال‌ها

/saj´ǝt'l/adj.

● وابسته به یا همانند پیکان یا سرتیر، پیکان‌مانند، تیرسان، پیکانی، خدنگ مانند، خدنگی

● (کالبدشناسی) وابسته به درز پیکانی (یا شکاف سهمی جمجمه)، ساژیتال

تعریف انگلیسی

adjective
  1. located in a plane that is parallel to the central plane of the sagittal suture

واژه‌های دیگر با معنی «تيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن