دیکشنری فارسی

sagittary

معنی فارسی

تيري ، مانند تير ، سهمي ، وابسته به تير اندازي

معنی کامل و مثال‌ها

/saj´ǝ ter´ē/n., pl.

● رجوع شود به: centaur

مترادف‌ها

noun
(Mythology) Centaur, archer, bowman.

واژه‌های دیگر با معنی «تيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن