دیکشنری فارسی

said

UKsed USsed

معنی فارسی

مزبور نامبرده پيش گفته مذکور

معنی کامل و مثال‌ها

/sed/vt., vi., adj.

● گذشته و اسم مفعول فعل: say

● فوق‌الذکر، در بالا ذکر شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. being the one previously mentioned or spoken of “works of all the aforementioned authors” “said party has denied the charges”

مترادف‌ها

adjective
1. Declared, uttered, reported, related.
2. Aforesaid, before mentioned.

واژه‌های دیگر با معنی «مزبور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن