دیکشنری فارسی

sanctified

UKsæŋktifaid

معنی فارسی

مقدس پاک منزه مقدس نما

معنی کامل و مثال‌ها

/sank´tǝ fīd´/adj.

مقدس، تقدیس شده، اشویی

مقدس‌نما، جانماز آبکش

مترادف‌ها

adjective
1. Consecrated, hallowed.
2. Sanctimonious, affectedly holy.

واژه‌های دیگر با معنی «مقدس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن