saw (to) معنی فارسی اره کردن واژههای دیگر با معنی «اره کردن» contour-saw با طرح اره کردن sawlog کنده درخت مناسب اره کردن. trepan مته اره اي براي سوراخ کردن کاسه سر، سر سوراخ کن crop end saw اره مخصوص قطع کردن بخشهاي اضافي شمش resect تراشيدن، اره کردن ripsaw اره مخصوص برش طولي چوب، اره کردن. split bricks بريدن آجر، اره کردن آجر quartersaw چهار تخته بري کردن، به چهارتخته اره کردن plank الوار، تير اره شده، تخته کلفت