sayer US'seıə معنی فارسی گوينده . واژههای دیگر با معنی «گوينده .» speaker گوينده، حرف زن، متکلم teller گوينده، ناقل، راي شمار speakable )سخن (گوينده، حرف زن، متکلم congratulant خوشامد گوينده، تبريک گوينده congratulator خوشامد گوينده، تبريک گوينده fatidio گوينده قضاوقدر، پيغمبري fatidioal گوينده قضاوقدر، پيغمبري challenge and reply ذکر گوينده و گيرنده پيام، اعلام دادن و گرفتن پيام broadcaster گوينده (راديو يا تلويزيون). aphorist نويسنده يا گوينده کلمات قصار