دیکشنری فارسی

teller

UKtelər US'telə

معنی فارسی

گوينده ناقل راي شمار تحويلدار

معنی کامل و مثال‌ها

/tel´ǝr/n.

گوینده، سراینده، راوی، - سرا

a story teller

داستان سرا

شمارنده، شمارشگر، - شمار (به ویژه کسی که در مجلس شورا آرا را می‌شمارد)

(بانک و غیره) متصدی باجه، تحویلدار، صندوقدار

تعریف انگلیسی

noun
  1. an official appointed to count the votes (especially in legislative assembly)
  2. someone who tells a story
  3. an employee of a bank who receives and pays out money

واژه‌های دیگر با معنی «گوينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن