teller
UKtelər
US'telə
معنی فارسی
گوينده ناقل راي شمار تحويلدار
معنی کامل و مثالها
/tel´ǝr/n.
● گوینده، سراینده، راوی، - سرا
a story teller
داستان سرا
● شمارنده، شمارشگر، - شمار (به ویژه کسی که در مجلس شورا آرا را میشمارد)
● (بانک و غیره) متصدی باجه، تحویلدار، صندوقدار
تعریف انگلیسی
noun
- an official appointed to count the votes (especially in legislative assembly)
- someone who tells a story
- an employee of a bank who receives and pays out money