scalp lock معنی فارسی کاکل. معنی کامل و مثالها ● (بخشی از موی سر که سرخپوستان میگذاشتند خیلی بلند شود) کاکل واژههای دیگر با معنی «کاکل.» topping کاکل، طره گيسو، عمل هرس کردن crest کاکل، تاج، جيکا forelock کاکل، موي پيشاني topknot کاکل، پر مشته pileated کاکل دار cockatoo طوطي کاکل دار، طوطي سفيد redpoll سهره ي کاکل قرمز toupee کاکل ياموي مصنوعي cardinal-bird سهره کاکل قرمزامريکايي man darin duck يکجور مرغابي کاکل دار که اصل آن از چين است