دیکشنری فارسی

topping

UKtɔpiŋ US'tɔpıŋ

معنی فارسی

کاکل طره گيسو عمل هرس کردن سرشاخه زني عالي ممتاز باشکوه پرمدعا.

معنی کامل و مثال‌ها

/täp´iŋ/n., adj.

برتر بودن، بلندتر بودن (رجوع شود به: top)

روکش، رویه، لایه‌ی رویی

ارشد، مافوق

(انگلیس - خودمانی) عالی

مترادف‌ها

adjective
1. Surpassing, rising above, eminent.
2. Fine, gallant.

واژه‌های دیگر با معنی «کاکل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن