topping
UKtɔpiŋ
US'tɔpıŋ
معنی فارسی
کاکل طره گيسو عمل هرس کردن سرشاخه زني عالي ممتاز باشکوه پرمدعا.
معنی کامل و مثالها
/täp´iŋ/n., adj.
● برتر بودن، بلندتر بودن (رجوع شود به: top)
● روکش، رویه، لایهی رویی
● ارشد، مافوق
● (انگلیس - خودمانی) عالی
مترادفها
adjective
1. Surpassing, rising above, eminent.
2. Fine, gallant.