scamper
US'skæmpə
معنی فارسی
در رفتن گريختن زه زدن گريز تاخت چارنعل
معنی کامل و مثالها
/skam´pǝr/vi., n.
● با شتاب رفتن، شتافتن، دواندوان رفتن
the children laughed and scampered back into the house
بچهها خندیدند و دوان دوان برگشتند به خانه.
● حرکت با شتاب، دوندگی
● فرار، گریز
● جست و خیز کنان رفتن
مترادفها
verb neuter
Scud, run, trip, hie, haste, hasten, speed.