دیکشنری فارسی

scamper

US'skæmpə

معنی فارسی

در رفتن گريختن زه زدن گريز تاخت چارنعل

معنی کامل و مثال‌ها

/skam´pǝr/vi., n.

● با شتاب رفتن، شتافتن، دوان‌دوان رفتن

the children laughed and scampered back into the house

بچه‌ها خندیدند و دوان دوان برگشتند به خانه.

● حرکت با شتاب، دوندگی

● فرار، گریز

● جست و خیز کنان رفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. rushing about hastily in an undignified way
  2. to move about or proceed hurriedly “so terrified by the extraordinary ebbing of the sea that they scurried to higher ground” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Scud, run, trip, hie, haste, hasten, speed.

واژه‌های دیگر با معنی «در رفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن