schematic
UKskimætik
USskı'mætık
معنی فارسی
طرحي ، خلاصه ، مطابق نمونه کلي يا قراردادي
معنی کامل و مثالها
/skē mat´ik, skǝ-/adj., n.
● وابسته به برنامهی زمانبندی شده، نموداری، برنامهای، ترسیمهای
● ترسیمه، نمودار، دیاگرام، نمودار تصویری، شما
تعریف انگلیسی
adjective
- diagram of an electrical or mechanical system
- represented in simplified or symbolic form