دیکشنری فارسی

schematic

UKskimætik USskı'mætık

معنی فارسی

طرحي ، خلاصه ، مطابق نمونه کلي يا قراردادي

معنی کامل و مثال‌ها

/skē mat´ik, skǝ-/adj., n.

● وابسته به برنامه‌ی زمان‌بندی شده، نموداری، برنامه‌ای، ترسیمه‌ای

● ترسیمه، نمودار، دیاگرام، نمودار تصویری، شما

تعریف انگلیسی

adjective
  1. diagram of an electrical or mechanical system
  2. represented in simplified or symbolic form

واژه‌های دیگر با معنی «طرحي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن