دیکشنری فارسی

scission

UKsiʃən

معنی فارسی

برش قطع بريدگي چاک

معنی کامل و مثال‌ها

/sizh´ǝn, sish´-/n.

● جداشدگی، برگک‌شدگی، بریدگی، انقطاع، چاک

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of dividing by cutting or splitting

مترادف‌ها

noun
Division, split.

واژه‌های دیگر با معنی «برش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن