دیکشنری فارسی

seductive

UKsidʌktiv USsı'dʌktıv

معنی فارسی

فريبنده گمراه کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-tiv/adj.

● وسوسه انگیز، دلفریب، فریبنده، فریبا

her seductive smile

لبخند دلفریب او

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tending to entice into a desired action or state

مترادف‌ها

adjective
Enticing, alluring, tempting, attractive.

واژه‌های دیگر با معنی «فريبنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن