seeing that معنی فارسی چونکه حالاکه واژههای دیگر با معنی «چونکه» inasmuch as چونکه، از انجايي که، بس که forasmuch as چونکه، نظر به اينکه since چون، چونکه، از انجايي که sith چون، چونکه، ازانجايي که con sidering that نظرباينکه، چونکه because زيرا، زيراکه، چونکه insomuch as باندازه اي که، ازبسکه، چونکه inasmuch دراينصورت، نظر به، ازآنجاکه forwhy چرا، به چه علت، زيرا