seethes
UKsiːðz
معنی فارسی
جوشاندن پختن جوشيدن پختن جوش زدن متلاطم بودن
جوشاندن پختن جوشيدن پختن جوش زدن متلاطم بودن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن