self-devotion معنی فارسی فداکاري معنی کامل و مثالها /-di vō´shǝn/n.● از خود گذشتگی، جان نثاری واژههای دیگر با معنی «فداکاري» devotedness فداکاري، صميميت، اخلاص self deveotion فداکاري، ايثار self sacrifice فداکاري self-sacrifice فداکاري equal sacrifice theory نظريه برابري فداکاري، بر طبق اين نظريه، ماليات بايد متناسب self devotion خود فدايي، فداکاري، ايثار نفس roll of honour صورت افتخار (صورت کساني که درجنگ براي ميهن، خود فداکاري کرده اند) vicarious saccifice قرباني، خودش به جاي ديگران، فداکاري devotion اختصاص، وقف، تخصيص abnegation چشم پوشي، كف نفس، انكار