دیکشنری فارسی

self-sacrifice

معنی فارسی

فداکاري

معنی کامل و مثال‌ها

/-sak´rǝ fīs´/n.

● از خود گذشتگی، جانفشانی، فداکاری، خودفدایی، جان نثاری، ایثار

تعریف انگلیسی

noun
  1. acting with less concern for yourself than for the success of the joint activity

واژه‌های دیگر با معنی «فداکاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن