دیکشنری فارسی

serf

UKsəːf USsə:f

معنی فارسی

بنده برده زر خريد چاکر مملوک غلام رعيت ادم جان کن

معنی کامل و مثال‌ها

/su_rf/n.

(در اصل) برده، بنده

(نظام فئودال) رعیت که همراه زمین خرید و فروش می‌شد، سرف

زحمت‌کش، رنجبر، رنج دیده

مترادف‌ها

noun
Slave (attached to the soil), bondman, thrall, bond servant, villein.

واژه‌های دیگر با معنی «بنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن