setoff
معنی فارسی
جبران تلافي
معنی کامل و مثالها
/set´ôf´/n.
● وزنهی تعادل، برابرساز، جبران ساز
● تاوان، غرامت، وام متقابل، دین متقابل، ادعای متقابل
● رجوع شود به: offset
تعریف انگلیسی
noun
- structure where a wall or building narrows abruptly