دیکشنری فارسی

setoff

معنی فارسی

جبران تلافي

معنی کامل و مثال‌ها

/set´ôf´/n.

وزنه‌ی تعادل، برابرساز، جبران ساز

تاوان، غرامت، وام متقابل، دین متقابل، ادعای متقابل

رجوع شود به: offset

واژه‌های دیگر با معنی «جبران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن