دیکشنری فارسی

setoff

معنی فارسی

جبران تلافي

معنی کامل و مثال‌ها

/set´ôf´/n.

● وزنه‌ی تعادل، برابرساز، جبران ساز

● تاوان، غرامت، وام متقابل، دین متقابل، ادعای متقابل

● رجوع شود به: offset

تعریف انگلیسی

noun
  1. structure where a wall or building narrows abruptly

واژه‌های دیگر با معنی «جبران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن