دیکشنری فارسی

settling

UKsetliŋ US'setəlıŋ

معنی فارسی

نشاندن قراردادن جادادن مقيم کردن ساکن کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a gradual sinking to a lower level

مترادف‌ها

noun
1. Planting, colonizing.
2. Subsidence.

واژه‌های دیگر با معنی «نشاندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن