دیکشنری فارسی

shampoos

UKʃæmpuːz USʃæm'pu:z

معنی فارسی

شستن شستشودادن شستن وماليدن صابون زدن (به) مالش دادن

واژه‌های دیگر با معنی «شستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن