دیکشنری فارسی

shawm

معنی فارسی

شام

معنی کامل و مثال‌ها

/shôm/n.

● (قدیمی - ساز بادی همانند: oboe) شام

تعریف انگلیسی

noun
  1. a medieval oboe

واژه‌های دیگر با معنی «شام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن