دیکشنری فارسی

sheaf

UKʃiːf USʃi:f

معنی فارسی

دسته کردن بافه کردن بغل

معنی کامل و مثال‌ها

/shēf/vt., n., pl.

● بافه (دسته‌ی گندم و غیره‌ی درو شده)، بسدک، بغل

● (کاغذ و غیره) بسته، دسته، بقچه

a sheaf of letters in my grandfather's hand

یک دسته نامه به خط پدربزرگم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a package of several things tied together for carrying or storing

واژه‌های دیگر با معنی «دسته کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن