دیکشنری فارسی

shingles

UKʃiŋglz US'ʃıŋgəlz

معنی فارسی

منطقه

معنی کامل و مثال‌ها

/shiŋ´gǝlz/n.

● رجوع شود به: herpes zoster

تعریف انگلیسی

noun
  1. eruptions along a nerve path often accompanied by severe neuralgia

واژه‌های دیگر با معنی «منطقه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن