shoer معنی فارسی نعلبند معنی کامل و مثالها /shōō´ǝr/n.● نعلبند واژههای دیگر با معنی «نعلبند» farrier نعلبند، دام پزشک، گروهبان اصطبل black smith نعلبند، آهنگر shoe smith نعلبند shoesmith نعلبند block heel نعلبند پاشنه اسب blacksmith اهنگر، نعلبند marshal مارشال، بزرگترين پايه نظامي، سپهبد