shoesmith معنی فارسی نعلبند واژههای دیگر با معنی «نعلبند» farrier نعلبند، دام پزشک، گروهبان اصطبل black smith نعلبند، آهنگر shoe smith نعلبند shoer نعلبند block heel نعلبند پاشنه اسب blacksmith اهنگر، نعلبند marshal مارشال، بزرگترين پايه نظامي، سپهبد