shoots
UKʃuːts
USʃu:ts
معنی فارسی
تير انداختن تيراندازي کردن درامدن دميدن جوانه زدن
تير انداختن تيراندازي کردن درامدن دميدن جوانه زدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن