دیکشنری فارسی

shutdown

UKʃʌtdaun US'ʃʌt'daun

معنی فارسی

تعطيل شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/-doun´/n.

● تعطیل، بسته بودن (مثلا مدرسه یا کارخانه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. termination of operations “they regretted the closure of the day care center”

واژه‌های دیگر با معنی «تعطيل شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن