siftings
UKsiftiŋz
معنی فارسی
نخاله
معنی کامل و مثالها
/-iŋz/n.pl.
● هر چیز سرند شده، از سرند افتاده
● پاشیده
● باقیمانده
نخاله
/-iŋz/n.pl.
● هر چیز سرند شده، از سرند افتاده
● پاشیده
● باقیمانده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن