دیکشنری فارسی

sightlessness

UKsaitləsnəs

معنی فارسی

کور نابينا تاريک ناپيدا غيرخوانا نامفهوم بي روزنه بي بصيرت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being blind or lacking sight

واژه‌های دیگر با معنی «کور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن