دیکشنری فارسی

sightseeing

UKsaitsiːiŋtrip US'saıt'si:ıŋ

معنی فارسی

تماشا ديدن مناظر

معنی کامل و مثال‌ها

/-sē´iŋ/n., adj.

● تماشای دیدنی‌ها(ی محل)، بازدید از جاهای دیدنی، گردش و بازدید وابسته به تماشای جاهای دیدنی، گردشی

a sightseeing bus

اتوبوس گردشی

تعریف انگلیسی

noun
  1. going about to look at places of interest

واژه‌های دیگر با معنی «تماشا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن