simulant OF معنی فارسی مانند شبيه واژههای دیگر با معنی «مانند شبيه» approach نزديک شدن، مانند يا شبيه شدن، نزديک به LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع adenoid غده اي، شبيه غده، دشبل مانند rosaceous از خانواده گل سرخ، شبيه گل سرخ.، وردسان zoophyte جانور گياه مانند، کيسه تن، انواع جانوران مهره داري که رشد انها شبيه zinky روي دار، روي مانند، ( zincky airless نزديک، متصل، بسته close نزديک، متصل، بسته resemble مانند بودن به، شبيه بودن به، شباهت داشتن به dermoidal داراي ساختمان پوستي و بافت هاي زير، پوستي، شبيه پوست