دیکشنری فارسی

single-handed

معنی فارسی

تنها يک دستي

معنی کامل و مثال‌ها

/-han´did/adj.,

یک دست، دارای یک دست

(فقط برای یک دست نه هر دو دست) یک دستی

a single-handed weapon like a handgun

اسلحه‌ی یک دستی مانند تپانچه

دست تنها، یک نفری

I write this dictionary single-handedly

من این فرهنگ را خودم تنها می‌نویسم.

Mehri is single-handed and needs help

مهری دست تنهاست و به کمک نیاز دارد.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. unsupported by other people
  2. without help from others “a single-handed accomplishment” “I built this house single-handedly”

واژه‌های دیگر با معنی «تنها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن