sissified
معنی فارسی
(sissy) خواهر، دختر، مرديا بچه زن صفت.
معنی کامل و مثالها
/sis´ǝ fīd´/adj.
● (عامیانه) رجوع شود به: sissy
(sissy) خواهر، دختر، مرديا بچه زن صفت.
/sis´ǝ fīd´/adj.
● (عامیانه) رجوع شود به: sissy
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن