دیکشنری فارسی

sissy

UKsisiː US'sısı

معنی فارسی

خواهر، دختر، مرديا بچه زن صفت.

آدم ترسو، بزدل

کوني، همجنس باز

معنی کامل و مثال‌ها

/sis´ē/n., pl.

(عامیانه)

(مرد یا پسر) زن صفت، دختروار، نازک نارنجی

آدم ترسو، بزدل

(تحقیرآمیز) کونی، همجنس باز

واژه‌های دیگر با معنی «خواهر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن