skedaddle
معنی فارسی
فرار کردن گريختن پا بفرار گذاردن باعجله رفتن. فرار
معنی کامل و مثالها
/ski dad´'l/n., vi.
● (عامیانه)
● فرار کردن، فلنگ را بستن، جیم شدن
● فرار
تعریف انگلیسی
verb
- a hasty flight
- run away, as if in a panic “Somebody ----s”