skedaddle
معنی فارسی
فرار کردن گريختن پا بفرار گذاردن باعجله رفتن. فرار
معنی کامل و مثالها
/ski dad´'l/n., vi.
● (عامیانه)
● فرار کردن، فلنگ را بستن، جیم شدن
● فرار
فرار کردن گريختن پا بفرار گذاردن باعجله رفتن. فرار
/ski dad´'l/n., vi.
● (عامیانه)
● فرار کردن، فلنگ را بستن، جیم شدن
● فرار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن