skinless
US'skınləs
معنی فارسی
بي پوست خيلي حساس.
معنی کامل و مثالها
/skin´lis/adj.
● بی پوست، پوست کنده، بیروکش
بي پوست خيلي حساس.
/skin´lis/adj.
● بی پوست، پوست کنده، بیروکش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن