دیکشنری فارسی

skinless

US'skınləs

معنی فارسی

بي پوست خيلي حساس.

معنی کامل و مثال‌ها

/skin´lis/adj.

بی پوست، پوست کنده، بی‌روکش

واژه‌های دیگر با معنی «بي پوست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن