دیکشنری فارسی

slack-baked

معنی فارسی

نيم پخته

معنی کامل و مثال‌ها

/-bākt´/adj.

● نیم پخته، نیم پز، نیم ساخته، ناتمام

واژه‌های دیگر با معنی «نيم پخته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن