دیکشنری فارسی

slaying

UKsleiiŋ US'sleııŋ

معنی فارسی

کشتن بقتل رساندن نابود کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. unlawful premeditated killing of a human being by a human being

واژه‌های دیگر با معنی «کشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن