slinkiness معنی فارسی دزدکي دزدانه زيرجلي پنهان نهاني مخفي واژههای دیگر با معنی «دزدکي» furtive دزدکي، دزدانه، زيرجلي snoopy دزدکي، پويان، بعمل اورنده تحقيقات محرمانه . slinky دزدکي، مخفي، خوش ژست. sneaker کسي که دزدکي راه ميرود، کفش کتاني. sneaking پست، دزدکي، زير جلي lurkingly کمين کنان، دزدکي sheep's eye نگاه عاشقانه، نگاه دزدکي. keek استراق بصر کردن، دزدکي نگاه کردن clandestinely نهاني، درخفيه، دزدکي lurk پنهان شدن، در کمين، نشستن