دیکشنری فارسی

slowing

UKslouiŋ US'sləuıŋ

معنی فارسی

اهسته کفد تدريجي اهسته عقب بيروح سرد کسل کننده کودن متين

تعریف انگلیسی

noun
  1. a decrease in rate of change “the deceleration of the arms race”

واژه‌های دیگر با معنی «اهسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن