دیکشنری فارسی

slows

USsləuz

معنی فارسی

اهسته کفد تدريجي اهسته عقب بيروح سرد کسل کننده کودن متين

مترادف‌ها

noun
(Medicine) Milk sickness, swamp sickness.

واژه‌های دیگر با معنی «اهسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن